برخی دوستان از آن تمجید کرده بودند و برخی از دوستان نیز آن را مایه ناامیدی انقلابیون دانسته بودند.
مطلب روشن است..آنچه نوشته شده نوعی آسیب شناسی از واکنش ما نسبت به برخی شعارهای اساسی است که نه تنها در حوزه "حمایت از تولید ملی"که در باقی موارد هم اتفاق می افتد و عموما به عملگرایی منجر نمیشود. یک کار سطحی که عموما در فضای مجازی در قالب گروه های چندهزار نفره که عمدتا کاربردی هم ندارد و یا چند همایش بی خاصیت و چند دوره آموزشی غیرکاربردی که در عموم موارد ابعاد گسترده شعار مورد نظر سنجیده نشده و در سطحی ترین حالت ممکن به آن پرداخته میشود و با گذر زمان نیز از رونق می افتد... اتفاقا سخنم با برادرانی که اعتقاد دارند این گونه مطالب ایجاد ناامیدی میکند این است که آسیب همینجاست که اقداماتی که در بالا ذکر شد حالت اقناع کننده و رضایت بخش به خود بگیرد.
اما در باب تولید ملی اولا این سخن حرف تازه ای نیست و بار اول هم نیست که مطرح شده و تقریبا از سال 88 به اینطرف که عمدتا سالها با درون مایه اقتصادی نامگذاری شده، بحث حمایت از کالای داخلی نیز مطرح بوده است و این آغاز راه نیست، بلکه انقلابیون تجربه ارزشمندی از آزمون و خطاهای مختلف در این زمینه دارند..نکته اینجاست که این مبحث یک معادله چند وجهی است که باید به ابعاد گسترده تری از آن پرداخت.
بررسی نظام تبلیغات کالا، آسیب شناسی سبک زندگی، بررسی فرهنگ عمومی مصرف، مبارزه با قاچاق و مطالعه و مطالبه تخصصی در این حوزه، آسیب شناسی مناطق آزاد، مطالبه کیفی سازی کالاهای داخلی، ایجاد مطالبه عمومی و بررسی عملکرد برخی شرکت های داخلی که با وجود اقبال عملکرد مناسبی ندارند "مانند خودرو سازان"، بررسی نظامات گمرک و ده ها مورد دیگر در این عرصه وجود دارد ، ولی مشکل آنجاست که مطالبه عموم ما در این حوزه صرفا به تبلیغ کالای ایرانی و تشویق مردم به خرید آن محدود میشود که البته این مورد هم به درستی انجام نمیشود.
پی نوشت: این نکته را بپذیریم که عموم فعالیت های ما در حوزه تبلیغ و تبیین در مدار صحیح خود نیست..وقتی پذیرفتیم میتوان چاره جویی کرد. به قول شهید باقری باید بخود جرئت داد که این نوع جنگیدن به درد نمیخورد و لازم است که استراتژی در این جنگ عوض شود...
منبع : حامیان ولایت



